چکیده
در هنگامه مبارزات انتخابات ریاست جمهوری، همه مبلغان میکوشند با طرح استدلالهایی به رایدهندگاه بقبولانند از میان نامزدهای مطرح، یک نامزد خاص بهترین گزینه است. از سوی دیگر، همه رایدهندگان نیز تنها با استدلالهایی متقاعد میشوندکه با نگرشها و هدفهای آنان از مشارکت در انتخابات سیاسی همسو باشد. این استدلالها برخاسته از سطح و نوع درگیری مردم با انتخابات و نتایج آن است. مفهوم درگیری، متغیر واسط میان نگرش و عمل است. یافتههای پژوهشی (حکیمآرا، 1394) نشان میدهد، استدلالهای منتهی به انتخاب نامزدها را میتوان بر پایه این متغیر روانشناختی در چهار گروه، بر حسب نوع و سطح درگیری (پیامدی و ارزشی) رایدهندگان طبقهبندی و چهار دسته سوگیری استدلالی متعلق به نخبگان، متعهدان، معیشت-جو، و شخص-محور را از یکدیگر متمایز کرد. گرچه این سوگیریها در مدلی موسوم به مدل درگیری- استدلالی به نظم کشیده شد، اما این مدل نیازمند تأیید تجربی است. در این پژوهش، ابتدا طی مصاحبه با 152 شرکتکننده تهرانی که دستکم یکبار در انتخابات شرکت کرده بودند، سوگیری استدلالی آنان مشخص، و سپس با استفاده از مقیاس ژیاکوفسکی (1985)، و گویههای چو و بوستر (2005)، سطح و نوع درگیری آنان اندازه گیری شد. تحلیل رگرسیون لجستیک چندارزشی نشان داد، سطح و نوع درگیری با سوگیری استدلالی رابطه دارد. با استفاده از مدل درگیری- استدلالی میتوان متناسب با سطح و نوع درگیری گروههای اجتماعی، پیامهای تبلیغاتی مناسبی طراحی و برای جذب حداکثری رایدهندگان سود جست. ادامه مطالعه پیرامون این مدل توصیه شده است.
کلید واژهها: مدل درگیری-استدلالی، انتخابات سیاسی، تبلیغات سیاسی، سوگیری استدلالی، درگيری پيامدی، درگيری ارزشي
ادامه مطلب...
مقاله 5، دوره 6، شماره 21، زمستان 1394، صفحه 96-113
چکیده
با نگاه روانشناختی، رأیدادن بهعنوان یک رفتار سیاسی، همان ابراز نگرش اجتماعی در حوزه عمل سیاسی است. نگرشهای سیاسی در سایه استدلالهایی ابراز میشوند که بیانگر نوع و سطح درگیریهای برخاسته از نیازها و آرمانهای مشارکتگنندگان است. در مباحث نگرشها در روانشناسی اجتماعی دو گرایش ابزاری و ابرازگر- ارزشی مفهومسازی شده است که بهترتیب دو نوع درگیری پیامدی و ارزشی را به بار میآورد. گرایش ارزشی به ویژگیهای شخصیتی مربوط است. به منظور دستهبندی و الگوپردازی استدلالهای منتهی به رفتار رأیدهی بر پایه درگیریهای مبتنی بر نگرش، در یک مطالعه کیفی، با مراجعه به 345 نفر از کسانی که دستکم یکبار در انتخابات ریاست جمهوری شرکت کرده بودند پیرامون انگیزه و انتظاراتشان از منتخب مورد نظر مصاحبه شد. بیش از 3000 استدلال جمعآوری و پس از عملیات پالایشی به 609 گویه کاهش یافت. استدلالها در چهار گروه در قالب یک جدول 2×2، بر پایه سطح و نوع درگیری دستهبندی شدند. نتایج نشان داد الگویی از سوگیریهای استدلالی بر پایه سطح و نوع درگیریهای مبتنی بر نگرش قابل تمایز است: سوگیریهای نخبگان، متعهدان، نیازگشا، و شخص-محور؛ که بهترتیب بر محور مطالبات مدنی، فرهنگی-ایدئولوژیک، اقتصادی- معیشتی، و روانشناختی قابل شناسایی است.
کلیدواژگان
نگرش ابزاری؛ نگرش ابرازگرانه-ارزشی؛ درگیری پیامدی؛ درگیری ارزشی؛ رفتار رأیدهی؛ روانشناسی سیاسی؛ سوگیری استدلالی
عنوان مقاله [English]
Modeling Attitudinal Arguments in Political Elections in Terms of psychological Concept of Involvement
ادامه مطلب...
توسعه فناوري رسانه، امكان پخش همزمان پيام هاي چندگانه را در قالب پيام هاي متني و زيرمتني در تلويزيون فراهم آورده است. پيام هاي متني، همان برنامه هاي متعارفي هستند كه صفحه نمايش را به خود اختصاص مي دهند و پيام هاي نوشتاري زيرمتني، در قالب نوار رونده در زير صفحه نمايش از نظر مي گذرند و به لحاظ موضوعي مي توانند هماهنگ يا ناهماهنگ باشند. اصحاب رسانه مايل به استفاده بهينه از هر دو ظرفيت متني و زيرمتني هستند. با نظر به هدف هاي مخاطب، محدوديت پردازش اطلاعات در حافظه فعال و ملاحظات نظريه پردازش دوگانه، اينكه مغز پيام هاي همزمان را به گونه موثر مورد توجه و پردازش قرار دهد، محل سوال است. پژوهش حاضر، حالات مخاطب را در دو موقعيت هدفمند / غير هدفمند در تعامل با حالات هماهنگي / ناهماهنگي موضوعي اين پيام ها مورد بررسي قرار داده و تاثير آن را بر ميزان يادآوري مطالعه كرده است. براي اين منظور 150 شركت كننده در قالب پنج گروه 30 نفري، با هدف هاي متفاوت، در معرض تركيب مختلفي از پيام هاي متني و زيرمتني قرار گرفته اند. يافته ها نشان مي دهد كه دو عامل هدفمندي و هماهنگي مي توانند در شرايطي، بر كانوني كردن پردازش و بيشينه كردن يادآوري پيام ها موثر باشند.
تذکر: در برخی موارد نیاز بازنویسی دارد که در اولین فرص انجام خواهد شد.
- حكيمآرا، محمد علي (1377). تبليغ و كارايي آن. سروش، تهران، شماره 898، مردادماه، ص6.
- بارون و بيرن. متقاعدسازي، ترغيب و وادارسازي، فرايندي براي تغيير نگرش. ترجمه محمدعلي حكيمآرا (1377)، تهران، هنرهشتم، شماره دهم، تابستان 1377.
- موساري، پال. نقش تصوير در تبليغ؛ متقاعدسازي ديداري. ترجمه محمدعلي حكيم آرا (1379). تهران، فصلنامه رسانه، سال يازدهم، شماره سوم، پياپي 41، بهار 1379. صص 86- 97.
- پتي و كاچيوپو (1980). مقدمهاي بر نگرشها و متقاعدسازي. ترجمه محمدعلي حكيمآرا. فصلنامه راديو و تلويزيون. تهران، سال 1380.
- حكيمآرا، محمدعلي. مفهوم درگيري مصرف كننده و كاربرد آن در شبكه FCB. فصلنامه راديو و تلويزيون. دانشكده صدا و سيما. شماره بهار 1385.
- حكيمآرا، محمدعلي. نقدي بر سومين همايش صنعت تبليغات (زمستان 1383). براي فصلنامه (منتشر نشده).
- حكيمآرا، محمدعلي (1988). ويژگي تعينناپذيري تركيبي تصوير و نقش فرافكني: روانشناسي پيامهاي تصويري. فصلنامه راديو و تلويزيون. تهران.
- حكيمآرا، محمدعلي (1988). خلاصه بررسي کتاب: زيباييشناسي تلويزيون، ادراك، شناخت و ساخت نوشته نيکوس متالينوس (1997). فصلنامه راديو و تلويزيون. تهران.
- حكيمآرا، محمدعلي (زمستان 1389). تمايز ميان تبليغ مبتني بر سخنپراكني با تبليغ مبتني بر آموزش: تناسب نوع تبليغ با نظريههاي ارتباطي و اشكال پردازش پيام مبتني بر مدل كوشش درخور (ELM). فصلنامه راديو و تلويزيون. تهران.
- حكيمآرا، محمدعلي (پاييز 1390). روانشناسي رسانه و مديريت ارتباطات رسانهاي: روانشناسان و مديران سازمانهاي رسانههاي چه مباحث مشتركي را با هم در ميان ميگذارند؟ بنابه سفارش براي ويژهنامه فصلنامه راديو و تلويزيون.
- حكيمآرا، محمدعلي (---). مطالعه روانشناختي تأثير تصوير با استفاده از روش تصويربرداري كاركردي مغز[1] (fMRI): رويكرد نويني به مطالعه پردازش رسانه و تأثيرات آن. فصلنامه راديو و تلويزيون. تهران، سال ----
- حكيمارا، محمدعلي. (1388). همدلي كودكان و رسانه: ارزيابي توانمنديهاي تلويزيون (Fishbach, N. D. & Fishbach, S. 1997) برگرفته از فصل اول از اولين کتاب رسمي منتشر شده در حوزه روانشناسي رسانه. روزنامه آفرینش، سال 12، ش 3353 (9 تیر 1388): 5؛ ش 3354 (10 تیر 1388): 5؛ ش 3355 (11 تیر 1388): 5؛ 3356 (13 تیر 1388): 5؛ ش 3357 (14 تیر 1388): 5؛ ش 3358 (16 تیر 1388): 5؛ 3359 (20 تیر 1388): 5؛ ش 3360 (21 تیر 1388): 5؛ 3361 (22 تیر 1388): 5.
- حكيمآرا، محمدعلي (پاييز 1391). روانشناسي رسانه و مديريت ارتباطات رسانهاي: روانشناسان و مديران سازمانهاي رسانههاي چه مباحث مشتركي را با هم در ميان ميگذارند فصلنامه تحلیل پیام. سال دوم، شماره 2. نشریه مرکز نظارت و ارزیابی سازمان (صدا و سیما). صص 165-186.
- حكيمآرا، محمدعلي. و فریده افشانی (1392). تبليغات پيامكي و ارزش تبليغي آن: مطالعه متغيرهاي كاهش آزاردهندگي. فصلنامه علمی پژوهشی پژوهشهای ارتباطی. سال 20، بهار 1392، شماره 1 صص 63-43.
- حكيمآرا، محمدعلي. و زهرا کبیری (1393). تعامل جاذبه های هیجانی پیام با جنسیت و درگیری، و تاثیر آن بر نگرش افراد نسبت به قوانین رانندگی: دلالتهای کاربردی آن در تبلیغات رانندگی ایمن. فصلنامه علمی پژوهشی پژوهشهای ارتباطی. سال 21، پاییز 1393، شماره 3 صص 81-98.
- حکیمآرا، محمدعلی. ارزشهای نشانهای فرهنگ ایرانی در تبلیغات بازرگانی (بهار 1394). ارایه شده و کسب پذیرش در کنفرانس مدیریت تبلیغات. دانشگاه تهران.
- حكيمآرا، محمدعلي. و بهناز منتظری (1392). پردازش پیام های متنی و زیرمتنی: تاثیر هدفمندی مخاطب و هماهنگی موضوعی میان پیامها بر یادآوری. فصلنامه رادیو و تلویزیون. سال نهم، شماره 20. پاییز 1392، صص 101-124.
- حكيمآرا، محمدعلي (.....). تمايز ميان تبليغ مبتني بر سخنپراكني با تبليغ مبتني بر آموزش: تناسب نوع تبليغ با نظريههاي ارتباطي و اشكال پردازش پيام مبتني بر مدل كوشش درخور (ELM). فصلنامه راديو و تلويزيون. تهران، سال ----- (زير چاپ).
- حکیمآرا، محمدعلی (1395). مخاطب و پردازش پیامهای متنی و زیرمتنی تلویزیون: تأثیر هدفمندی و هماهنگی موضوعی بر یادآوری. فصلنامه پژوهشهای ارتباطی، سال 23، شماره 1 (پیاپی 85). بهار 1395. صص 91-113.
- حکیمآرا، محمدعلی (1394). الگوی روانشناختی استدلالهای نگرشی رایدهندگان در انتخابات سیاسی بر پایه مفهوم درگیری. فصلنامه علمی- پژوهشی روانشناسی بالینی. سال ششم، شماره 21. زمستان 94. صص 113-96.
- حكيمآرا، محمدعلي (1379). تبليغ، كوششي براي متقاعدسازي. تهران، فصلنامه رسانه، سال يازدهم، شماره دوم، پياپي 42، تابستان 1379. صص 96- 101.
- حكيمآرا، محمدعلي (1380). تفاوت در نحوه ديدن برنامههاي خبري. فصلنامه راديو و تلويزيون. تهران، سال دوم- پيش شماره 3 پاييز 1380.
- حكيمآرا، محمدعلي (1382). جانبداري در پيامهاي متقاعدگرانه(پيامهاي يكجانبه در برابر پيامهاي دوجانبه). فصلنامه رسانه، سال چهاردهم، شماره 3. پاييز 1382. صص 94-99.
- حكيمآرا، محمدعلي (.....). تمايز ميان تبليغ مبتني بر سخنپراكني با تبليغ مبتني بر آموزش: تناسب نوع تبليغ با نظريههاي ارتباطي و اشكال پردازش پيام مبتني بر مدل كوشش درخور (ELM). فصلنامه راديو و تلويزيون. تهران، سال ----- (زير چاپ).
- حکیمآرا، محمدعلی (1395). مخاطب و پردازش پیامهای متنی و زیرمتنی تلویزیون: تأثیر هدفمندی و هماهنگی موضوعی بر یادآوری. فصلنامه پژوهشهای ارتباطی، سال 23، شماره 1 (پیاپی 85). بهار 1395. صص 91-113.
- حکیمآرا، محمدعلی (1394). الگوی روانشناختی استدلالهای نگرشی رایدهندگان در انتخابات سیاسی بر پایه مفهوم درگیری. فصلنامه علمی- پژوهشی روانشناسی بالینی. سال ششم، شماره 21. زمستان 94. صص 113-96.
-
حکیم آرا، محمدعلی (1395). نقدی بر کتاب روان شناسی خبر . فصلنامه ی نقد کتاب اطلاع رسانی و ارتباطات، سال سوم شماره 10؛ تابستان 1395. صص 95- 106.
- حکیم آرا، محمدعلی (1395). نقدی بر کتاب روان شناسی رسانه. فصلنامه ی نقد کتاب اطلاع رسانی و ارتباطات، سال سوم شماره 11؛ پاییز 1395. صص 52- 43.
[1] Functional Magnetic Resonancee Imaging (fMRII)
حكيم آرا، محمدعلي (١٣٩٥). نقدی بر کتاب روان شناسی خبر، صص 95 تا 106. فصلنامه ی نقد کتاب اطلاع رسانی و ارتباطات ، سال سوم شماره 10 تابستان 1395
چکیده
گرچه روانشناسی خبر را نمیتوان شاخه رسمی از رواشناسی دانست، آما میتوان آن را از دو منظر روانشناسی و ارتباطات مورد توجه قرار داد. با نظر به اینکه روانشناسی مطالعه و پژوهش پیرامون رفتار و فرايندهاي ذهنی (رواني)است، توجه به مخاطب اجتماعی و انگیزه پردازش اطلاعات از جمله مباحثی است که روانشناسی را به حوزه رسانه و خبر نزدیک میکند. از سوی دیگر، خبر شامل اطلاعات یا گزارش درباره رویداد یا پدیدهای است که به تازگی رخ داده و به خاطر تأثیر آن بر زندگی روزمره، توجه خاص مردم را به خود نگه میدارد. از این رو ، مفهوم درگیری روانشناختی برخاسته از مباحث نگرشها و متقاعدسازی را که مفهوم شناخته شدهای در روانشناسی جتماعی است، میتوان فصل مشترک میان روانشناسی و خبر دانست؛ اینکه چگونه اخبار رسانه مخاطب را درگیر کرده و چه فهمی از جهان اجتماعی را میپروراند. انتظار میرود کتابی که به مباحث روانشناسی خبر میپردازد، چرایی روی آوری مردم به خبر، و نیز ظرفیتی را که رسانه خبری برای جذب و درگیر کردن مخاطب دارد، به بحث گذارد. با تمام کوششهایی که انجام یافته است، کتاب روانشناسی خبر (فاطمیراد و همکاران، 1395) به چنین هدفی نزدیک نشده است. امید میرود کوششهای آینده موفقیتآمیزتر باشد.
1- مخاطب و پردازش پیامهای متنی و زیرمتنی تلویزیون: تأثیر هدفمندی و هماهنگی موضوعی بر یادآوری.
2- الگوی روانشناختی استدلالهای نگرشی رایدهندگان در انتخابات سیاسی بر پایه مفهوم درگیری.
--------------------------------------------------------------------------------------------------------------
حکیمآرا، محمدعلی (1395). مخاطب و پردازش پیامهای متنی و زیرمتنی تلویزیون: تأثیر هدفمندی و هماهنگی موضوعی بر یادآوری. فصلنامه پژوهشهای ارتباطی، سال 23، شماره 1 (پیاپی 85). بهار 1395. صص 91-113.
چکیده
توسعهی فناوری رسانه امکان پخش همزمان پیامهای چندگانه را در قالب پیامهای متنی و زیرمتنی در تلویزیون فراهم آورده است. پیامهای متنی همان برنامههای متعارفی است که صفحه نمایش را به خود اختصاص میدهد و پیامهای نوشتاری زیرمتنی در قالب نوار رونده در زیر صفحهنمایش از نظر میگذرند و به لحاظ موضوعی میتوانند هماهنگ یا ناهماهنگ باشند. اصحاب رسانه مایل به استفاده بهینه از هر دو ظرفیت متنی و زیرمتنی هستند. با نظر به هدفهای مخاطب، محدودیت پردازش اطلاعات در حافظه فعال، و ملاحظات نظریه پردازش دوگانه، این که مغز پیامهای همزمان را به گونه موثر مورد توجه و پردازش قرار دهد، محل سوال است. پژوهش کنونی حالات مخاطب را در دو موقعیت هدفمند/ غیرهدفمند در تعامل با حالات هماهنگی/ناهماهنگی موضوعی این پیامها مورد بررسی قرار داده و تأثیر آن را بر میزان یادآوری مطالعه میکند. 150 شرکتکننده در قالب پنج گروه 30 نفری، با هدفهای متفاوت در معرض ترکیب مختلفی از پیامهای متنی و زیرمتنی قرار گرفتند. یافتهها نشان داد دو عامل هدفمندی و هماهنگی میتوانند در شرایطی بر کانونی کردن پردازش و بیشینه کردن یادآوری پیامها موثر باشند. نتایج دارای دلالتهای مدیریتی در پخش پیامهای رسانهای است. با نظر به برخی یافتههای متعارض، ادامه پژوهش توصیه شده است.
تذکر: این مقاله با بهره گیری از نظریه های شناختی به تبیین یافته هایی می پردازد که پیش از این با استفاده از مدلهای متقاعدسازی و تغییر نگرش تبیین شده بودند. مطالعه آن به کسانی توصیه می شود به حوزه علوم شناختی علاقمند هستند.
----------------------------------------------
حکیمآرا، محمدعلی (1394). الگوی روانشناختی استدلالهای نگرشی رایدهندگان در انتخابات سیاسی بر پایه مفهوم درگیری. فصلنامه علمی- پژوهشی روانشناسی بالینی. سال ششم، شماره 21. زمستان 94. صص 113-96.
چکیده:
با نگاه روان شناختي، راي دادن به عنوان يك رفتار سياسي، همان ابراز نگرش اجتماعي در حوزه عمل سياسي است. نگرش هاي سياسي در سايه استدلالهايي ابراز ميشوند كه بيانگر نوع و سطح درگيري هاي برخاسته از نيازها و آرمان هاي مشاركت گنندگان است. در مباحث نگرشها در روانشناسي اجتماعي دو گرايش ابزاري و ابرازگر- ارزشي مفهوم سازي شده است كه به ترتيب دو نوع درگيري پيامدي و ارزشي را به بار مي آورد. گرايش ارزشي به ويژگي هاي شخصيتي مربوط است. به منظور دستهبندي و الگوپردازي استدلال هاي منتهي به رفتار راي دهي بر پايه درگيريهاي مبتني بر نگرش، در يك مطالعه كيفي، با مراجعه به 345 نفر از كساني كه دست كم يكبار در انتخابات رياست جمهوري شركت كرده بودند پيرامون انگيزه و انتظاراتشان از منتخب مورد نظر مصاحبه شد. بيش از 3000 استدلال جمع آوري و پس از عمليات پالايشي به 609 گويه كاهش يافت. استدلال ها در چهار گروه در قالب يك جدول 2×2، بر پايه سطح و نوع درگيري دسته بندي شدند. نتايج نشان داد الگويي از سوگيريهاي استدلالي بر پايه سطح و نوع درگيريهاي مبتني بر نگرش قابل تمايز است: سوگيري هاي نخبگان، متعهدان، نيازگشا، و شخص-محور؛ كه به ترتيب بر محور مطالبات مدني، فرهنگي-ايدئولوژيك، اقتصادي- معيشتي، و روان شناختي قابل شناسايي است.
کليدواژگان: نگرش ابزاري، نگرش ابرازگرانه، ارزشي، درگيري پيامدي، درگيري ارزشي، رفتار رايدهي، روانشناسي سياسي، سوگيري استدلالي
